ترجمه "speisen" به فارسی
خوردن, گُشنمه بهترین ترجمه های "speisen" به فارسی هستند.
speisen
verb
دستور زبان
zu Tisch sein (Arbeitswelt) [..]
-
خوردن
verbEtwas Festes oder Halbfestes (gewöhnlich Nahrung) zu sich nehmen, indem man es in den Mund steckt und schließlich schluckt.
Sie speisen gern in Gesellschaft.
دور هم غذا خوردن رو ترجيح ميدن
-
گُشنمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speisen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Speisen
noun
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Speisen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Speisen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "speisen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن