ترجمه "stetig" به فارسی

بیوقفه, مداوم, مستمر بهترین ترجمه های "stetig" به فارسی هستند.

stetig adjective دستور زبان

in einer Tour (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیوقفه

    adjective
  • مداوم

    adjective

    einer sich stetig ändernden Situation.

    تغییر مداوم کار کند.

  • مستمر

    adjective

    stetig mit der Stasi,

    با استاسی همکاری مستمر داشتند

  • پیوسته

    adjective

    Unter Christi liebevoller Herrschaft werden sich auch die Wohnverhältnisse stetig verbessern.

    تحت حکمرانی رئوفانهٔ مسیح، شرایط زندگی پیوسته و روز به روز بهتر خواهند شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stetig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stetig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stetig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه