ترجمه "stoppen" به فارسی

بازداشتن, نگه داشتن, ایستادن بهترین ترجمه های "stoppen" به فارسی هستند.

stoppen verb دستور زبان

schmeißen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتن

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Die Botschaft hat den Krankenwagen gestoppt.

    آمريکاييها آمبولانس رو نگه داشتن

  • ایستادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stoppen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stoppen

eines Schiffes

+ اضافه کردن

"Stoppen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stoppen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "stoppen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه