ترجمه "treffen" به فارسی
نشست, اصابت کردن, دیدار کردن بهترین ترجمه های "treffen" به فارسی هستند.
zusammenstauchen (umgangssprachlich) [..]
-
نشست
nounAls ich ihn das erste mal traf, saß er auf dem Schoß seiner Großmutter.
وقتی نخستين بار او را ديدم، او روی پای مادربزرگش نشسته بود.
-
اصابت کردن
Wie soeben bestätigt wurde, ist ein Tornado auf Riverside getroffen.
همين الان فهميديم که گردباد به ريورسايد اصابت کرده.
-
دیدار کردن
Vor kurzem traf ich eine Gruppe äthiopischer Aktivisten und sie erzählten mir etwas, das ich oft höre.
اخیراً با گروهی از فعالان اتیوپی دیدار کردم، و اونها به من چیزی گفتن که زیاد شنیدم.
-
زدن
verbSie dachten, sie hätten getroffen, aber die Kugel ist einfach abgeprallt.
اونا فکر میکنن که زدن به هدف رئیس ولی گلوله ها فقط از کنارت رد شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " treffen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bescheiden
-
برخورد
nounIch habe sie zufällig auf dem Bahnhof getroffen.
من بطور اتفاقی با او در ایستگاه قطار برخورد کردم.
-
قرار
nounOffenbar anfällig vor dem, was sie vermeintlich mitbringen oder beim Treffen machen sollte.
مسلما مشروط به چيزي بوده که بايد انجام ميداده يا ميبرده به قرار.
-
دیدار
Ich bin entzückt Sie zu treffen.
من محو دیدار شما هستم.
عباراتی شبیه به "treffen" با ترجمه به فارسی
-
ملاقات با رابینسونها