ترجمه "treiben" به فارسی
راندن, انگیختن, برانگیختن بهترین ترجمه های "treiben" به فارسی هستند.
treiben
verb
دستور زبان
auf Trab bringen (umgangssprachlich) [..]
-
راندن
verbdie einen ganzen gesellschaftlichen und politischen Raum getrieben hat, den diese Gebäuden besetzen.
باعث به جلو راندن فضای اجتمایی و سیاسی ای شده که این ساختمانها اشغال کرده اند.
-
انگیختن
verb -
برانگیختن
-
فشار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " treiben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Treiben
noun
neuter
دستور زبان
des Lebens bunte Fülle (poet.)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Treiben" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Treiben در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "treiben" با ترجمه به فارسی
-
سرریشهزایی مجدد
-
پاجوشبرداری
-
خواباندن كپهاي · سرریشهزایی
-
سائق · چشم
-
سرریشهزایی
-
تکثیر مجدد از چين دوم · سرریشهزایی مجدد
-
خواباندن كپهاي
-
پاجوشبرداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن