ترجمه "verschneit" به فارسی
برفی ترجمه "verschneit" به فارسی است.
verschneit
Adjective
دستور زبان
Mit Schnee bedeckt.
-
برفی
adjectiveEs war ein nasskalter, verschneiter Tag und sie saß in einer warmen Straßenbahn.
یه روزِ سرد و برفی بود و مَری، از گرمایِ داخلِ تراموا ، لذت می برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verschneit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن