ترجمه "winzig" به فارسی

ریز, خرد, کوچولو بهترین ترجمه های "winzig" به فارسی هستند.

winzig adjective دستور زبان

überschaubar (iron.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریز

    adjective

    Auch studieren Wissenschaftler die Zelle und winzige Lebensformen.

    دانشمندان همچنین مشغول بررسی سلول و اشکال ریز زندگی هستند.

  • خرد

    adjective

    Ein einzelner Trematode ist winzig, mikroskopisch,

    حال، یک تک تروماتود خرد و میکروسکوپی است،

  • کوچولو

    adjective

    Und ein paar von diesen kleinen winzigen Boxen.

    و دوتا هم از اين جعبه هاي کوچولو.

  • كوچِک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " winzig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "winzig"

اضافه کردن

ترجمه های "winzig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه