ترجمه "wohnen" به فارسی

زندگی کردن, ماندن بهترین ترجمه های "wohnen" به فارسی هستند.

wohnen verb دستور زبان

als Angestellter bei seinem Chef, als Famulus bei seinem Lehrer

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندگی کردن

    verb

    Familie Cruz bot mir an, bei ihnen in Angat zu wohnen.

    خانوادهٔ کروز در آنگات مرا در خانهشان پذیرفتند و من با آنان زندگی کردم.

  • ماندن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wohnen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wohnen Noun دستور زبان

bei jmdm., in einem Internat etc. [..]

+ اضافه کردن

"Wohnen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wohnen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "wohnen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wohnen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه