ترجمه "-land" به فارسی

ستان, -stān بهترین ترجمه های "-land" به فارسی هستند.

-land Suffix

Used to form a name of a territory, country, or region.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستان

    Suffix

    territory, country or region (suffix)

  • -stān

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " -land " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "-land" با ترجمه به فارسی

  • (از کشتی یا هواپیما و غیره) پیاده شدن یا کردن · (اقتصاد) منابع طبیعی 0 · (عامیانه) به دست آوردن · (عامیانه) زدن (ضربه و مشت و غیره) · (مجازی) مردم · (هواپیما و غیره) بر زمین نشاندن یا نشستن 1 · (کار را) رساندن به · ارض · ارضی · افتادن · اهالی · بر زمین خوردن 2 · بری · به خشکی رسیدن یا رساندن · بوم · تخلیه کردن یا شدن · جهان · خدا · خداوند · خشکی (در برابر: دریا یا آب) · دنیا · دهات · رسیدن به · روستا(ها) (در برابر: شهر) · زمین · زمین [grassland] · زمین کشاورزی · زمینی · سرزمين · عالم · فروآمدن یا آوردن · فرود آوردن 5 · محل [England و dreamland] · مزرعه · ملت · ملک · منجر شدن یا کردن به · مکان · نیمز · وارد شدن یا کردن 3 · کشتزار(ها) · گرفتن 4 · گیر آوردن
  • سرزمین آفتاب تابان
  • یافتن شغل
اضافه کردن

ترجمه های "-land" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه