ترجمه "land" به فارسی
سرزمین, کشور, بوم بهترین ترجمه های "land" به فارسی هستند.
The part of Earth which is not covered by oceans or other bodies of water. [..]
-
سرزمین
nounthe part of Earth which is not covered by oceans or other bodies of water [..]
For a while, a sense of rejuvenation and purpose swept across the land.
برای مدتی همه سرزمین جان تازه گرفت و هدفمند شد.
-
کشور
nouna country or region
No American should find himself in a foreign land without a pistol.
يه آمريکايي نبايد توي يه کشور خارجي بي اسلحه بمونه.
-
بوم
nouna country or region
buying up large tracts of land for ecological preserves
اون داره تعداد زيادي از زمينها را براي حفظ بوم شناسي اون منطقه ميخره
-
ترجمه های کمتر
- زمین
- سرزمين
- خشکی
- سامان
- ارض
- زمینی
- ملک
- کشاورزی
- مزرعه
- زراعت
- مکان
- نشاندن، بر زمین نشاندن
- دنیا
- اهالی
- جهان
- بری
- ارضی
- عالم
- خدا
- افتادن
- خداوند
- ملت
- نیمز
- دهات
- (از کشتی یا هواپیما و غیره) پیاده شدن یا کردن
- (اقتصاد) منابع طبیعی 0
- (تفنگ و غیره) برجستگی میان خان ها (در درون لوله)
- (عامیانه) به دست آوردن
- (عامیانه) زدن (ضربه و مشت و غیره)
- (مجازی) مردم
- (هواپیما و غیره) بر زمین نشاندن یا نشستن 1
- (کار را) رساندن به
- بر زمین خوردن 2
- به خشکی رسیدن یا رساندن
- تخلیه کردن یا شدن
- تملک زمین
- خشکی (در برابر: دریا یا آب)
- رسیدن به
- روستا(ها) (در برابر: شهر)
- زمین [grassland]
- زمین کشاورزی
- فروآمدن یا آوردن
- فرود آمدن
- فرود آوردن 5
- محل [England و dreamland]
- منجر شدن یا کردن به
- وارد شدن یا کردن 3
- کشتزار(ها)
- گرفتن 4
- گیر آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " land " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Land" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Land در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"LAND" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LAND در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "land"
عباراتی شبیه به "land" با ترجمه به فارسی
-
طبقهبندی زمین
-
اقتصاد زمین
-
احيا خاك · احيا سرزمين · بازسازي زمين
-
توسعه زمین (شهرنشيني)
-
سرزمین آفتاب تابان
-
یافتن شغل
-
نشست و برخاست متعارف