ترجمه "lancinating" به فارسی
تیزبین, کرکننده, تیر کشنده بهترین ترجمه های "lancinating" به فارسی هستند.
lancinating
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of lancinate. [..]
-
تیزبین
adjective -
کرکننده
adjective -
تیر کشنده
-
سوراخ کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lancinating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lancinating" با ترجمه به فارسی
-
(درد و زخم) تیره کشیدن · (پزشکی) نیشترزدن · تیزبین · دراندن · کرکننده
-
مجروح سازی · پاره سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن