ترجمه "70" به فارسی
هفتاد, هفتاد ساله بهترین ترجمه های "70" به فارسی هستند.
70
adjective
noun
being ten more than sixty [..]
-
هفتاد
adjective nounAgriculture takes 70 percent of fresh water supplies on earth.
کشاورزی چیزی حدود هفتاد درصد از ذخایر آبی روی زمین را مصرف می کند.
-
هفتاد ساله
adjective nounHe was actually an elderly man, mid-70s, just so you know.
یک آقای میان سال حدود هفتاد ساله بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " 70 " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "70" با ترجمه به فارسی
-
بهینیک اسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن