ترجمه "50th" به فارسی
پنجاهمین, پنجاهم, یک پنجاهم بهترین ترجمه های "50th" به فارسی هستند.
50th
adjective
the ordinal number of fifty in counting order
-
پنجاهمین
adjectiveWith Maxine in Puerto Rico shortly after we got married and at our 50th wedding anniversary in 2003
با ماکسین در پرتوریکو کمی پس از ازدواجمان و در پنجاهمین سالگرد ازدواجمان در سال ۲۰۰۳
-
پنجاهم
adjectiveGot a report of two men arguing on the 50th floor.
گزارش رسيده که دو نفر در طبقه ي پنجاهم دعوا مي کنند
-
یک پنجاهم
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " 50th " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن