ترجمه "40th" به فارسی

چهلمین, چهلم بهترین ترجمه های "40th" به فارسی هستند.

40th adjective

the ordinal number of forty in counting order

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهلمین

    adjective

    My parents are having a party to celebrate their 40th wedding anniversary.

    پدر و مادرم قراره یه مهمونی بخاطر چهلمین سالگرد ازدواجشون بگیرن.

  • چهلم

    adjective

    Position's about to open up on the 40th.

    دستیابی به موقعیت در طبقه ی چهلم ، امکان پذیر میشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " 40th " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "40th" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه