ترجمه "40" به فارسی

چهل, یک چهلم بهترین ترجمه های "40" به فارسی هستند.

40 noun adjective دستور زبان

( slang) a bottle containing 40 fluid ounces of malt liquor beer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهل

    adjective noun

    Ward wanted to give you 40, but I got him to go higher.

    وارد می خواست بهت چهل میلیون بده ، ولی من قانعش کردم قیمتو ببره بالا.

  • یک چهلم

    adjective noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " 40 " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "40" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) وابسته به 04 صفحه یا نوار صوتی و غیره که از همه پرفروش تر بوده اند
اضافه کردن

ترجمه های "40" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه