ترجمه "AF" به فارسی
بسامد آوایی (با A و F کوچک هم می نویسند), بسامد صوتی, نیروی هوایی بهترین ترجمه های "AF" به فارسی هستند.
AF
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Initialism of [i]antiferromagnetic[/i]. [..]
-
بسامد آوایی (با A و F کوچک هم می نویسند)
-
بسامد صوتی
-
نیروی هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " AF " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
af
adverb
as fuck
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"af" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای af در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "AF" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ پایان واقعی
-
پیشوند برابر با: -ad (قبل از واژه هایی که با F آغاز می شود)
-
تاریخ پایان واقعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن