ترجمه "Afar" به فارسی

آفار, دور, دورادور بهترین ترجمه های "Afar" به فارسی هستند.

Afar proper

A Cushitic language spoken in Ethiopia, Eritrea and Djibouti. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفار

    An Afro-Asiatic language spoken mainly in Ethiopia, Eritrea and Djibouti.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Afar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

afar adverb دستور زبان

At, to, or from a great distance; far away. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    He would move, and he saw his movements from afar, from above from the top of a tower.

    تکان میخورد و حرکات خود را از دور، از بالا، از سر یک برج میدید.

  • دورادور

  • بافاصله

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) در دور دست
    • از دور

عباراتی شبیه به "Afar" با ترجمه به فارسی

  • ايساس · جمهوري جيبوتي · جیبوتی · سرزمين آفارس و ايساس · سرزمين سومالي فرانسوي · سرزمين فرانسوي آفارس و ايساس
  • ايساس (و سرزمين آفارس)
  • ايساس · جمهوري جيبوتي · جیبوتی · سرزمين آفارس و ايساس · سرزمين سومالي فرانسوي · سرزمين فرانسوي آفارس و ايساس
اضافه کردن

ترجمه های "Afar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه