ترجمه "affable" به فارسی

مهربان, دلجو, خوشخو بهترین ترجمه های "affable" به فارسی هستند.

affable adjective دستور زبان

Receiving others kindly and conversing with them in a free and friendly manner; friendly, courteous, sociable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهربان

    adjective

    He entered with marked affability, and began by complimenting me on my room.

    خودش را خیلی مهربان نشان میداد و مرا درباره اطاقم تهنیت گفت.

  • دلجو

  • خوشخو

  • ترجمه های کمتر

    • خونگرم
    • پرمحبت
    • پرمهر
    • خوش اخلاق
    • خوش برخورد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " affable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "affable" با ترجمه به فارسی

  • با خوشرویی · با دلجویی · با مهربانی
  • خوشرویی · دلجویی · شیرینی · مدارا · ملایمت · مهربانی
  • خوشرویی · دلجویی · شیرینی · مدارا · ملایمت · مهربانی
اضافه کردن

ترجمه های "affable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه