ترجمه "affair" به فارسی
امر, کار, رابطه بهترین ترجمه های "affair" به فارسی هستند.
affair
noun
دستور زبان
That which is done or is to be done; matter; concern; business of any kind, commercial, professional, or public; — often in the plural. [..]
-
امر
nounBut this state of affairs is not necessarily permanent, nor is it a matter of principle.
اما این کیفیت امور لزوماً همیشگی نیست، اساسی هم نیست.
-
کار
nounThey had their own affairs, and there was no place for him among them.
آنها به کار خود مشغول بودند و او جائی در میانشان نداشت.
-
رابطه
nounWell, that manager was having an affair with the receptionist.
خب، آن مدیر رابطه نامشروع با منشیاش داشت.
-
ترجمه های کمتر
- قضیه
- عشق
- مطلب
- ارتباط
- رویداد
- شیئی
- رابط
- رابطه نامشروع
- رابطه ی عشقی
- رابطه ی نامشروع
- کار و بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affair" با ترجمه به فارسی
-
وزارت خارجه اسرائیل
-
وزارت امور خارجه
-
(فرانسه) دوئل · جنگ تن به تن · دوئل
-
وزیر کار و امور اجتماعی
-
تاجر
-
روابط اجتماعی
-
ارتباط · امر · رابط · رابطه · رابطه نامشروع · رابطه ی عشقی · رابطه ی نامشروع · عشق · عشقبازی · کار
-
امر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن