ترجمه "affably" به فارسی
با خوشرویی, با دلجویی, با مهربانی بهترین ترجمه های "affably" به فارسی هستند.
affably
adverb
دستور زبان
in an affable manner [..]
-
با خوشرویی
He came back to Florence when the riots had been quelled, and, meeting Riccardo in the street, remarked affably:
هنگامی که شورشها فرونشانده شد، به فلورانس بازگشت و ضمن برخورد با ریکاردو در خیابان، با خوشرویی به وی گفت:
-
با دلجویی
-
با مهربانی
continued Nikodim Fomitch, turning affably to Raskolnikov.
بعد نیکودیم فومیچ با مهربانی سخنان خود را خطاب به راسکلنیکف ادامه داد:
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affably" با ترجمه به فارسی
-
خوش اخلاق · خوش برخورد · خوشخو · خونگرم · دلجو · مهربان · پرمحبت · پرمهر
-
خوشرویی · دلجویی · شیرینی · مدارا · ملایمت · مهربانی
-
خوشرویی · دلجویی · شیرینی · مدارا · ملایمت · مهربانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن