ترجمه "affaire" به فارسی
رابطه, عشقبازی, رابط بهترین ترجمه های "affaire" به فارسی هستند.
affaire
noun
a usually secretive or illicit sexual relationship
-
رابطه
nounWell, that manager was having an affair with the receptionist.
خب، آن مدیر رابطه نامشروع با منشیاش داشت.
-
عشقبازی
nounMicky told your mother about your father's affair with Elinor.
" میکی " درمورد اینکه پدرت داشت با ، " النور " عشقبازی می کرد به مادرت گفت.
-
رابط
noun
-
ترجمه های کمتر
- ارتباط
- عشق
- امر
- کار
- رابطه نامشروع
- رابطه ی عشقی
- رابطه ی نامشروع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affaire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affaire" با ترجمه به فارسی
-
وزارت خارجه اسرائیل
-
وزارت امور خارجه
-
(فرانسه) دوئل · جنگ تن به تن · دوئل
-
وزیر کار و امور اجتماعی
-
تاجر
-
روابط اجتماعی
-
امر
-
ارتباط · امر · رابط · رابطه · رابطه نامشروع · رابطه ی عشقی · رابطه ی نامشروع · رویداد · شیئی · عشق · قضیه · مطلب · کار · کار و بار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن