ترجمه "affableness" به فارسی
مهربانی, خوشرویی, دلجویی بهترین ترجمه های "affableness" به فارسی هستند.
affableness
noun
دستور زبان
The state or quality of being affable. [..]
-
مهربانی
nounHe only smiled affably and answered with a languid little stammer: R really, gentlemen, you are rather unfair.
او فقط به مهربانی تبسم کرد و با لکنتی اندک و سست پاسخ داد: آقایان!
-
خوشرویی
but _he_ had never seen anything but affability in her.
اما او غیر از محبت و خوشرویی چیزی ندیده است.
-
دلجویی
-
ترجمه های کمتر
- مدارا
- شیرینی
- ملایمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affableness" با ترجمه به فارسی
-
خوش اخلاق · خوش برخورد · خوشخو · خونگرم · دلجو · مهربان · پرمحبت · پرمهر
-
با خوشرویی · با دلجویی · با مهربانی
-
خوشرویی · دلجویی · شیرینی · مدارا · ملایمت · مهربانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن