ترجمه "Accelerator" به فارسی

انگیزه برای افزایش سرمایه گذاری جدید, انگیزه برای افزایش سرمایه گذاریهای جدید در زمانی که تقاضای افزون بر ظرفیت موجود ، فشار می آورد., شتابگر بهترین ترجمه های "Accelerator" به فارسی هستند.

Accelerator

A type of browser extension that gives users quick access to their Web and client applications from any Web page. An Accelerator can run on user-selected data, links, and the current document. This browser extension can provide “lookup” service like in-place definition or “send” service like sending selected text to a Web e-mail provider.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگیزه برای افزایش سرمایه گذاری جدید

  • انگیزه برای افزایش سرمایه گذاریهای جدید در زمانی که تقاضای افزون بر ظرفیت موجود ، فشار می آورد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Accelerator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

accelerator noun دستور زبان

One who, or that which, accelerates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شتابگر

    noun

    The Large Hadron Collider, a particle physics accelerator,

    LHC که یک شتابگر ذرات بنیادی است،

  • شتاباننده

  • (در اتومبیل) گاز

  • ترجمه های کمتر

    • (زیست شناسی) عصب یا عضله ی شتابنده
    • (شیمی وعکاسی) ماده ای که فعل و انفعال را تسریع می کند
    • تسریع کننده
    • تند کننده
    • سازمان دهنده
    • شتاب دهنده

عباراتی شبیه به "Accelerator" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل) گاز دادن · افزایش یافتن · بالا رفتن · بر سرعت افزودن · تسریع کردن · تشدید کردن · تند شدن · تند کردن · تندتر رفتن · تندتر شدن · جلو انداختن · سرعت بخشیدن · سریع شدن · شتاباندن · شتابیدن · شتافتن · شدت یافتن · وقوع چیزی راتسریع کردن
  • (قدیمی - شیمی) کاتالیزور · تسریع کننده · شتاباننده · شتابنده
  • شتابدهنده ذرهای
  • دوره فشرده
  • برنامه فشرده
  • شتاب گرانشی
  • پاداش تسریعی پاداش افزایش تولید
  • شتاب زاویهای
اضافه کردن

ترجمه های "Accelerator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه