ترجمه "accelerant" به فارسی
شتاباننده, شتابنده, (قدیمی - شیمی) کاتالیزور بهترین ترجمه های "accelerant" به فارسی هستند.
accelerant
noun
دستور زبان
(chemistry) Any substance that can bond, mix, or disturb another substance and cause an increase in the speed of a natural or artificial chemical process. [..]
-
شتاباننده
-
شتابنده
-
(قدیمی - شیمی) کاتالیزور
-
تسریع کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accelerant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accelerant" با ترجمه به فارسی
-
(اتومبیل) گاز دادن · افزایش یافتن · بالا رفتن · بر سرعت افزودن · تسریع کردن · تشدید کردن · تند شدن · تند کردن · تندتر رفتن · تندتر شدن · جلو انداختن · سرعت بخشیدن · سریع شدن · شتاباندن · شتابیدن · شتافتن · شدت یافتن · وقوع چیزی راتسریع کردن
-
انگیزه برای افزایش سرمایه گذاری جدید · انگیزه برای افزایش سرمایه گذاریهای جدید در زمانی که تقاضای افزون بر ظرفیت موجود ، فشار می آورد.
-
شتابدهنده ذرهای
-
دوره فشرده
-
برنامه فشرده
-
شتاب گرانشی
-
پاداش تسریعی پاداش افزایش تولید
-
شتاب زاویهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن