ترجمه "Acceptable" به فارسی

پسنديده, قابل قبول, قابل قبول بهترین ترجمه های "Acceptable" به فارسی هستند.

Acceptable
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسنديده

    I think it might be inappropriate to accept it now.

    بنظرم الان پسنديده نيست قبولش کنم

  • قابل قبول

    With the history of that aneurysm, the risk factor would be un acceptably high.

    با توجه به سابقهی ان انوریسم عامل خطر افرین در شما بالاتر از میزان قابل قبول خواهد بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Acceptable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

acceptable adjective noun دستور زبان

Capable, worthy, or sure of being accepted or received with pleasure; pleasing to a receiver; gratifying; agreeable; welcome; as, an acceptable present, one acceptable to us. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل قبول

    With the history of that aneurysm, the risk factor would be un acceptably high.

    با توجه به سابقهی ان انوریسم عامل خطر افرین در شما بالاتر از میزان قابل قبول خواهد بود.

  • مقبول

    Abel’s offering was accepted, whereas Cain’s was not.

    یَهُوَه هدیهٔ هابیل را مقبول داشت ولی هدیهٔ قائن را رد کرد.

  • پسندیده

    When that is necessary, such ones can be assured that their loving sacrifices are “acceptable in God’s sight.”—1 Timothy 5:4.

    اینان میتوانند اطمینان داشته باشند که ازخودگذشتگیشان «در حضور خدا نیکو و پسندیده است.» — ۱تیموتاؤس ۵:۴.

  • ترجمه های کمتر

    • مطبوع
    • خوشایند
    • پذیرفتنی
    • پسندیدنی
    • بسنده
    • به حد کفاف
    • دوست داشتنی
    • رضایت بخش
    • مورد قبول

عباراتی شبیه به "Acceptable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Acceptable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه