ترجمه "Accession" به فارسی
رضا, توافق, تحصیل بهترین ترجمه های "Accession" به فارسی هستند.
accession
verb
noun
دستور زبان
A coming to; the act of acceding and becoming joined; as, a king's accession to a confederacy. [..]
-
رضا
noun proper -
توافق
noun -
تحصیل
noun
-
ترجمه های کمتر
- افزایش
- رضایت
- کسب
- رسیدن
- (حقوق) پیوستن به معاهده
- (در مورد جاه و مقام به ویژه سلطنت) جلوس
- (کتابخانه و موزه) افزون (بر متعلقات)
- افزوده
- الحاق کردن
- بر لیست موجودی ها افزودن
- به ترتیب خرید در دفتر ثبت کردن
- ملحق کردن
- نیل به مقام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Accession " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Accession" با ترجمه به فارسی
-
تاثیرپذیر · خوش برخورد · در دسترس · دست یافتنی · سهل آموز · سهل الوصول · قابل دخول · قابل دسترسی · قابل فهم · نفوذپذیر · همه کس فهم · وارد شدنی
-
بطورقابل دسترس · چنانکه بتوان بدان راه یافت
-
دسترسي به دادهها · دسترسی به اطلاعات
-
ورودي كنترل دسترسي
-
امادگی برای پذیرایی · امکان نزدیکی · دسترسپذیری · دسترسی · دسترسیپذیری · شخص مفید · قابلیت دسترسی · قابلیت وصول · نزدیکیی · وسیله وصول
-
افزایش یافتن · دست یافتن · نزدیک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن