ترجمه "Accord" به فارسی
توافق, رضايت, پیمان بهترین ترجمه های "Accord" به فارسی هستند.
-
توافق
nounI thought maybe the Accords can split the difference.
من گفتم شاید این توافق شرایطو یکم عوض کنه
-
رضايت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Accord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Agreement or concurrence of opinion, will, or action. [..]
-
پیمان
nounagreement between two or more contracting persons or parties
Destroy the Accords, murder Downworlders, and secure the Cup.
پیمان رو نابود کنه, نابودگرا رو به قتل برسونه, و جام رو بدست بیاره.
-
توافق
nounYou gave her what she wanted when you signed the accord!
وقتي که توافق رو امضا ميکردي! بهش چيزي رو که ميخواست دادي
-
قرار
nounOK, according to the layout, the chilling towers are kept on the bottom level.
خب ، با توجه به نقشه طراحي ، برج هاي خنک کننده طبقه پايين قرار دارند.
-
ترجمه های کمتر
- یکدلی
- جور کردن
- میل
- موافقت
- هماهنگی
- مطابقت
- دادن
- دلخواه
- تطابق
- آشتی
- عهد
- معاهده
- رضایت
- واري
- جورکردن
- همسازی
- مصالحه
- همدلی
- خواهش
- (بین ملت ها) توافق غیر رسمی
- آشتی دادن
- اعطا کردن
- تطبیق دادن
- جور بودن (رنگ و صدا و غیره)
- جور درآمدن
- سازگار بودن
- سهم دادن
- عهد نامه
- مطابق بودن
- مطابق کردن
- موافقت، توافق
- هماهنگ بودن
- همساز کردن یا بودن
- وفق دادن
عباراتی شبیه به "Accord" با ترجمه به فارسی
-
موافقت و رضایت
-
بنابر · طبق
-
پیمان کمپ دیوید
-
مطابق معمول، بر طبق عادت
-
به گفته جیم
-
تطابق · توافق · مطابقت · موافقت
-
جور · متوازن · مطابق · موافق · موافق (با with یا to) · هم آهنگ · هماهنگ · همساز
-
برحسب · بروفق · بنا به گفته · به زعم · به عقیده · به فراخور · به قول · طبق · متناسب با · مطابق · موافق · هماهنگ با · همساز