ترجمه "Admission" به فارسی

دخول, اعتراف, اقرار بهترین ترجمه های "Admission" به فارسی هستند.

admission noun دستور زبان

The act or practice of admitting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخول

    noun

    but it was also necessary to authorize the admission of servants

    مجبور شده بودند به مستخدمان نیز اجازه دخول بدهند

  • اعتراف

    I resisted making the admission, even to myself.

    در برابر اعتراف مقاومت میکردم، حتی نزد خودم.

  • اقرار

    noun

    That sounds like an admission of guilt, Counselor.

    اين به نظر اقرار به جرم مياد ، آقاي وکيل.

  • ترجمه های کمتر

    • پذیرش
    • ورود
    • اذعان
    • ورودیه
    • اجازه ی ورود
    • بلیط ورود
    • جواز دخول
    • حق ورود
    • درون روی
    • قبول کردن
    • پذیرش، قبول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Admission " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Admission" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Admission" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه