ترجمه "America" به فارسی
امریکا, آمریکا, امريکا بهترین ترجمه های "America" به فارسی هستند.
The continents of North and South America. [..]
-
امریکا
properContinents of America
My husband insisted and sent him to America for studies.
شوهر من اصرار داشت و او را به امریکا برای مطالعات فرستاده می شود.
-
آمریکا
propercontinent of America (see also ''Americas'')
He developed his English skill while he was in America.
او هنگامی که در آمریکا بود مهارتش را در انگلیسی بهبود بخشید.
-
امريکا
Continent which extends on a great part of the Occidental Hemisphere of the Earth, from the Artic Ocean in the North, to the Cape Horn in the South at the confluence of the Atlantic and Pacific Oceans, which delimits the continent on the East and West respectively.
And we lose our best shot at stopping an attack on America.
و ما هم بهترين فرصتمون توي متوقف کردن يک حمله به امريکا رو از دست ميديم.
-
ايالات متحده امريک
A country and federal republic in North America located north of Mexico and south of Canada, including Alaska, Hawaii and overseas territories.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " America " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
آمریکا
properHe developed his English skill while he was in America.
او هنگامی که در آمریکا بود مهارتش را در انگلیسی بهبود بخشید.
-
امریکا
properthat i reach america and continue my work
من بتونم به امریکا برم و کارمو ادامه بدم
-
امریکای شمالی
unless, indeed, she married a foreigner from Europe or North America
مگر آن که با خارجی ای از اروپا یا امریکای شمالی ازدواج کند
-
ترجمه های کمتر
- ایالات متحده ی امریکا
- قاره ی امریکا (شامل امریکای شمالی و مرکزی و جنوبی) (the Americas هم می گویند)
تصاویر با "America"
عباراتی شبیه به "America" با ترجمه به فارسی
-
(غیر دقیق) آمریکای لاتین · آمریکای اسپانیایی زبان
-
آمریکای جنوبی
-
آمریکا
-
حزب کار سوسیالیست آمریکا
-
صدای آمریکا
-
آمریکای مرکزی · امریکای مرکزی (تمام کشورهای بین مکزیک و امریکای جنوبی)
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
(در قطب جنوب) پایگاه آمریکای کوچک (هریک از پنج ایستگاه پژوهشی آمریکا در جنوبگان)