ترجمه "American" به فارسی
آمریکایی, آمریکای, انگلیسی آمریکایی بهترین ترجمه های "American" به فارسی هستند.
An inhabitant of the Americas. More often this is specified as either North American, Central American or South American. [..]
-
آمریکایی
adjective nounof or pertaining to the Americas [..]
The prince learned English from the American lady.
شاهزاده، انگلیسی را، از آن زن آمریکایی یاد گرفت.
-
آمریکای
nounperson born in or citizen of the USA
This small town society was like no other in American pre plague society.
این شهر کوچک به هیچ یک از شهرهای آمریکای قبل از فاجعه شباهتی نداشت.
-
انگلیسی آمریکایی
American English
If that was the map of all the words in American English, we don't know very much.
اگر این نقشه تمام کلمات انگلیسی آمریکایی بود، ما چیزی بلد نبودیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " American " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
امریکایی
His voice is dry and has an American accent.
لحن کلام او خشک و بی روح بود. لهجهی امریکایی داشت.
-
(مهجور) سرخپوست (امروزه می گویند: American Indian)
-
زبان انگلیسی رایج در امریکا
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به ایالات متحده ی امریکا و مردمش
- وابسته به قاره ی امریکا
- گویش امریکایی (American English هم می گویند)
تصاویر با "American"
عباراتی شبیه به "American" با ترجمه به فارسی
-
جزایر ساموآ (در جنوب اقیانوس آرام - متعلق به امریکا) · ساموآی آمریکا · ساموآی آمریکایی
-
American Broadcasting Company
-
ایرانیان مقیم آمریکا
-
امریکایی آغازین · سرخپوست
-
(زبان شناسی) گویش های امریکایی (که عبارتند از گویش شمالی و گویش ایالت های مرکزی و گویش جنوبی)
-
گوتیک آمریکایی
-
ÙØ ̄رØ3Ù ÙÙÙØ±ÛاÙ