ترجمه "Annual" به فارسی
سالانه, سالانه, سالیانه بهترین ترجمه های "Annual" به فارسی هستند.
Annual
-
سالانه
adjectiveThe sixth Annual Purge will begin in 45 minutes.
ششمين پاکسازيِ سالانه تا 45دقيقه ي ديگر آغاز مي شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Annual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
annual
adjective
noun
دستور زبان
Happening once every year. [..]
-
سالانه
adjectivehappening once a year
All proceeds benefit the annual founder's day celebration.
سود عايد از اين فروش ، براي جشن سالانه انجمن مؤسسان ، استفاده ميشه.
-
سالیانه
Dungloe has an annual rainfall of between one and three hundred inches.
میزان بارندگی در دانگلو سالیانه یک تا سیصد اینچ است.
-
یکساله
-
ترجمه های کمتر
- هرساله
- سالپای
- (کتاب یا مجله) سالی یک بار
- (گیاه شناسی) تک ساله
- هر ساله
- گزارشات سالانه
- یکسال زی
عباراتی شبیه به "Annual" با ترجمه به فارسی
-
نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری
-
هنایلاس یاهدمآرد شرازگ
-
هزینه یابی صرفارزشافزوده سالانه
-
حسابرسی سالانه
-
گياهان يكساله · یکسالهها · یکسالهها (گیاهان)
-
گیاه یک ساله
-
روش پرداخت اقساط مساوی سالانه
-
مخارج سالانه سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن