ترجمه "Assuredly" به فارسی
بی گمان، بی برو برگرد، بطور قطع, بیگمان, بطورحتم بهترین ترجمه های "Assuredly" به فارسی هستند.
Assuredly
-
بی گمان، بی برو برگرد، بطور قطع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Assuredly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
assuredly
adverb
دستور زبان
In a assured manner; certainly. [..]
-
بیگمان
Assuredly, we must conclude so, if we are to credit the accounts of such gentlemen as Pliny, and the ancient naturalists generally.
اگر قرار باشد برای اقوال بزرگوارانی از قبل پلینی و عالمان طبیعی باستانی به طور کلی اعتباری قایل شویم بیگمان باید چنین معتقد گردیم.
-
بطورحتم
-
بطورخاطرجمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن