ترجمه "assured" به فارسی

بیمه شده, دلگرم, مطمئن بهترین ترجمه های "assured" به فارسی هستند.

assured adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of assure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمه شده

    adjective
  • دلگرم

    Lydgate had been moving about with his hands in his pockets, and now paused near her, as if he awaited some assurance.

    لا ید گیت دست در جیب به قدم زدن در اتاق مشغول بود و اکنون در انتظار پاسخی دلگرم کننده در کنار او ایستاد.

  • مطمئن

    adjective

    Strong intuitions of the man assure the mariners he can be no innocent.

    دریافت درونی ملاحان ایشان را مطمئن می سازد که آن اجنبی بی گناه نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • بیمه گزار
    • تضمین شده
    • حتمی
    • خاطرجمع
    • خود استوار
    • محقق
    • مسلم
    • پشتگرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assured" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه