ترجمه "Auditor" به فارسی
حسابرس- ممیز, شنونده, مستمع بهترین ترجمه های "Auditor" به فارسی هستند.
Auditor
-
حسابرس- ممیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Auditor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
auditor
noun
دستور زبان
One who audits bookkeeping accounts. [..]
-
شنونده
nounAnd when the auditor had asserted his non comprehension, he would proceed to elucidate by some new proposition, yet more appalling.
وقتی شنونده اعلام میداشت که مسئله را درک نکرده است، او موضوع را با مسائل جدید ترسناکتری روش نمیکرد.
-
مستمع
noun -
حسابرس
engaged to an auditor. she left me for an actuary
با يک حسابرس نامزد بودم من را بخاطر يک كارشناس بيمه ترك كرد
-
ترجمه های کمتر
- ممیز
- شنودگر
- (کلاس) شاگرد مستمع آزاد
- مامور رسیدگی
- ممیز حسابداری
- ممیز،حسابرس
- گوش دهنده
عباراتی شبیه به "Auditor" با ترجمه به فارسی
-
گزارش حسابرسان
-
اظهار نظر حسابرس مستقل
-
گزارش حسابرسی
-
حسابرسان
-
حسابرس مقرریها
-
حسابرس منطقه ای
-
سر ممیز
-
حسابرس خارجی – حسابرس مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن