ترجمه "audition" به فارسی
آزمایش, شنوایی, شنیدن بهترین ترجمه های "audition" به فارسی هستند.
audition
verb
noun
دستور زبان
(countable) A performance, by an aspiring performer, to demonstrate suitability or talent [..]
-
آزمایش
nounMove on to the audition part of the interview.
رفتیم سراغ بخش آزمایش این مصاحبه ی کاری
-
شنوایی
we have a long way to go when it comes to audition.
هنگامی که بحث شنوایی پیش میاید ما راه طولانی ای در پیش داریم .
-
شنیدن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- استماع
- شنود
- (هنرپیشگان و هنرمندان) آزمون برای گزینش بازیگر نقش بخصوص
- در هنر آزمون شرکت کردن
- هنر آزمایی کردن
- هنر آزمون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " audition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "audition" با ترجمه به فارسی
-
حسابرسی مالی
-
(کلاس) مستمع آزاد بودن · بازرسی · بررسی دقیق · حسابرسی · حسابرسی کردن · رسیدگی · متوازن سازی حساب ها · ممیزی
-
حسابرسی کارایی, اثربخشی
-
حسابرسی
-
مربوط به شنوایی یاسامعه
-
حسابرسی نخستین
-
ممیزی رهنمون حسابرسی، زنجیره عطف مدارک برای حسابرسی
-
حسابرسی صورت های مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن