ترجمه "audit" به فارسی
حسابرسی, ممیزی, بازرسی بهترین ترجمه های "audit" به فارسی هستند.
audit
verb
noun
دستور زبان
An examination in general. [..]
-
حسابرسی
systematic and independent examination of books, accounts, documents and vouchers of an organization
and we talked the entire three minutes about auditing. (Laughter)
و ما تمام سه دقیقه را در مورد حسابرسی حرف زدیم.( خنده)
-
ممیزی
nounindependent review
So good, we audited him two years ago.
انقدر خوب که دوسال پیش کارش رو ممیزی کردیم
-
بازرسی
nounthe inspector general is coming to audit mujinju base's
بازرس کل میاد تا از ادارهمالیات موجینجو بازرسی کنه
-
ترجمه های کمتر
- رسیدگی
- (کلاس) مستمع آزاد بودن
- بررسی دقیق
- حسابرسی کردن
- متوازن سازی حساب ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " audit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Audit
-
ممیزی
So good, we audited him two years ago.
انقدر خوب که دوسال پیش کارش رو ممیزی کردیم
عباراتی شبیه به "audit" با ترجمه به فارسی
-
حسابرسی مالی
-
حسابرسی کارایی, اثربخشی
-
(هنرپیشگان و هنرمندان) آزمون برای گزینش بازیگر نقش بخصوص · آزمایش · استماع · در هنر آزمون شرکت کردن · شنوایی · شنود · شنیدن · هنر آزمایی کردن · هنر آزمون
-
حسابرسی
-
مربوط به شنوایی یاسامعه
-
حسابرسی نخستین
-
ممیزی رهنمون حسابرسی، زنجیره عطف مدارک برای حسابرسی
-
حسابرسی صورت های مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن