ترجمه "Automaticity" به فارسی
حالت خودکاری, خودکار, به طور خودکار بهترین ترجمه های "Automaticity" به فارسی هستند.
Automaticity
-
حالت خودکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Automaticity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
automaticity
noun
دستور زبان
The ability to do things without occupying the mind with the low level details required. [..]
-
خودکار
adjective nounI'm not injured by the collisions my skin has automatically toughened.
برخورد آنها به من آسیب نمیزند پوستم به طور خودکار سفت شده است.
-
به طور خودکار
I'm not injured by the collisions my skin has automatically toughened.
برخورد آنها به من آسیب نمیزند پوستم به طور خودکار سفت شده است.
-
به طور عادی
-
به طور غیرارادی
عباراتی شبیه به "Automaticity" با ترجمه به فارسی
-
خلاصهسازی خودکار
-
واشر
-
جنگافزار تمامخودکار
-
پاسخ های خودکار
-
کنترل خودکار
-
دوخب دوخ شیازفا
-
(رستورانی که مشتریان خوراک خود را انتخاب و با قرار دادن پول در دستگاه آن را دریافت می کنند) رستوران خودکار · اتومات
-
اضافه حقوق خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن