ترجمه "automatically" به فارسی

خودبخود, ناچار, بی اختیار بهترین ترجمه های "automatically" به فارسی هستند.

automatically adverb دستور زبان

In an automatic manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودبخود

  • ناچار

  • بی اختیار

    what automatically comes to mind for me is "at the same time."

    آنچه که بی اختیار به ذهنم میرسد ا"در همان زمان" هست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " automatically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "automatically" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "automatically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه