ترجمه "automatically" به فارسی
خودبخود, ناچار, بی اختیار بهترین ترجمه های "automatically" به فارسی هستند.
automatically
adverb
دستور زبان
In an automatic manner. [..]
-
خودبخود
-
ناچار
-
بی اختیار
what automatically comes to mind for me is "at the same time."
آنچه که بی اختیار به ذهنم میرسد ا"در همان زمان" هست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " automatically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "automatically" با ترجمه به فارسی
-
خلاصهسازی خودکار
-
واشر
-
جنگافزار تمامخودکار
-
پاسخ های خودکار
-
کنترل خودکار
-
دوخب دوخ شیازفا
-
حالت خودکاری
-
(رستورانی که مشتریان خوراک خود را انتخاب و با قرار دادن پول در دستگاه آن را دریافت می کنند) رستوران خودکار · اتومات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن