ترجمه "Avoid" به فارسی

اجتناب کردن, پرهیزیدن, اجتناب کردن بهترین ترجمه های "Avoid" به فارسی هستند.

Avoid
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجتناب کردن

    Ammu knew that weddings were not something that could be avoided altogether.

    آ مو میدانست نمیتوان به کلی از شرکت در جشنهای عروسی اجتناب کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Avoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

avoid verb دستور زبان

(transitive) To keep away from; to keep clear of; to endeavor not to meet; to shun; to abstain from; as, to avoid the company of gamesters. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرهیزیدن

    to keep away from

  • اجتناب کردن

    Ammu knew that weddings were not something that could be avoided altogether.

    آ مو میدانست نمیتوان به کلی از شرکت در جشنهای عروسی اجتناب کرد.

  • موقوف کردن

    Do something in such a way that it does not happen.

  • ترجمه های کمتر

    • رفتن
    • برگرداندن
    • (حقوق) ملغی کردن
    • (مهجور) ترک کردن
    • (مهجور) تهی کردن
    • احتراز کردن
    • از اعتبار ساقط کردن
    • جلوگیری کردن
    • خالی کردن
    • خنثی کردن
    • خودداری کردن
    • دفع کردن
    • دوری جستن
    • دوری کردن
    • عزیمت کردن
    • لغو کردن
    • پرهیز کردن
    • گريز زدن

عباراتی شبیه به "Avoid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Avoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه