ترجمه "avoidable" به فارسی

پرهیزکردنی, اجتناب پذیر بهترین ترجمه های "avoidable" به فارسی هستند.

avoidable adjective noun دستور زبان

Capable of being vacated; liable to be annulled or made invalid; voidable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرهیزکردنی

  • اجتناب پذیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avoidable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "avoidable" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) ملغی کردن · (مهجور) ترک کردن · (مهجور) تهی کردن · اجتناب کردن · احتراز کردن · از اعتبار ساقط کردن · برگرداندن · جلوگیری کردن · خالی کردن · خنثی کردن · خودداری کردن · دفع کردن · دوری جستن · دوری کردن · رفتن · عزیمت کردن · لغو کردن · موقوف کردن · پرهیز کردن · پرهیزیدن · گريز زدن
  • اجتناب · احتراز · الغا · جلوگیری · خودداری · دوری · فسخ · پرهیز
  • تأخیر غیر قابل اجتناب
  • یادگیری اجتنابی
  • اجتناب شد · دوری کرد · پرهیز شد
  • فرار از پرداخت مالیات
  • اجتناب از پرداخت مالیات
  • اجتناب
اضافه کردن

ترجمه های "avoidable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه