ترجمه "Babbling" به فارسی

ور ور کردن (اولین مرحله تولید زبان در کودکان ، 5 تا 6 ماهگی), روده درازی, من ومن بهترین ترجمه های "Babbling" به فارسی هستند.

Babbling
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ور ور کردن (اولین مرحله تولید زبان در کودکان ، 5 تا 6 ماهگی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Babbling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

babbling noun verb دستور زبان

(uncountable) a stage in child language acquisition, during which an infant appears to be experimenting with uttering sounds of language, but not yet producing any recognizable words [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روده درازی

    noun
  • من ومن

    noun
  • وراجی

    Jessica was babbling about the upcoming dance, but Bella said nothing in response.

    جسیکا داشت دربارهی نزدیک شدن جشن رقص وراجی میکرد، ولی بلا هیچ چیزی در جواب نمیگفت.

  • پرگویی

    This usually happens with extroverts, who find great comfort in babbling to reduce tension.

    این مورد معمولاً در افراد برونگرا رخ می دهد ؛ کسانی که برای کاهش استرس پرگویی می کنند

عباراتی شبیه به "Babbling" با ترجمه به فارسی

  • فاش کردن · فضولی کردن · گستاخی کردن
  • (در مورد کودکان بی زبان) قات و قوت کردن · ب ب کردن · حرف بی معنی یا احمقانه · حرف بی معنی یا احمقانه زدن · دراییدن · روده درازی · زر زدن · شرشر · شرشر کردن · صداهایی که کودکان قبل از زبان باز کردن از خود در می آورند · صدای قلقل آب · صدای لغزش آب جویبار بر روی قلوه سنگ · غان و غون کردن · فاش کردن · فضولی کردن · قلقل کردن · من ومن · نارسا گویی · نسنجیده حرف زدن · ور ور کردن · وراجی · وراجی کردن · ورور · گستاخی کردن · یاوه گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "Babbling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه