ترجمه "Bee" به فارسی

زنبور عسل, زنبور عسل, زنبور بهترین ترجمه های "Bee" به فارسی هستند.

Bee noun دستور زبان

(soccer) someone connected with Barnet Football Club, as a fan, player, coach etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور عسل

    noun

    Bees died after one sting.

    زنبور عسل بعد از یه بار نیش زدن میمیره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bee noun verb دستور زبان

A flying insect, of the order Hymenoptera, group Apiformes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور عسل

    noun

    insect [..]

    Unlike the wasp, the bee always leaves its sting.

    برخلاف زنبورهاي عادي ، زنبور عسل نيشش رو باقي مي گذاره.

  • زنبور

    noun

    They come to a halt, hovering in the air like bees.

    هر دو متوقف میشوند و مثل دو زنبور در هوا شناور میمانند.

  • بی

    Prefix noun adposition

    name of the letter B, b

    Bee never said a word to me or I to her.

    بی حتی یک کلمه هم در مورد قضایای پیش آمده به من نگفت یا من به او.

  • ترجمه های کمتر

    • منج
    • ب
    • مگس انگبین
    • زنبورعسل
    • (امریکا) گردهمایی مردم برای همکاری یا مسابقه
    • (جانورشناسی) زنبور
    • (کشتیرانی) دیرک (هر یک از دیرک هایی که در طرفین هر یک از تیرهای نیم افراشته ی بادبان های کشتی قرار دارد اسم کامل آن : blockbee است)
    • حرف ب یا b (در الفبا)
    • منگ (از ابر تیره ی Apoidea که نیش زن و چهارباله و گروه زی اند و برخی از آنها عسل می دهند)

تصاویر با "Bee"

عباراتی شبیه به "Bee" با ترجمه به فارسی

  • زنبورداری
  • بی جیز
  • شانهاي عسل آغازگر · شانهای عسل · شانههاي عسل · لانههاي زنبور · ورقهاي موم
  • آپیده · عسلزنبورداران
  • مرغهای زنبورخوار
  • (جانورشناسی) زنبور خور (تیره ی Meropidae)
  • گاومگس
  • بید موم خوار · پروانه موم خوار
اضافه کردن

ترجمه های "Bee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه