ترجمه "bedtime" به فارسی

بستر هنگام, وقت استراحت, وقت خواب بهترین ترجمه های "bedtime" به فارسی هستند.

bedtime noun دستور زبان

The time or hour at which one typically retires to bed in order to sleep. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر هنگام

  • وقت استراحت

    noun
  • وقت خواب

    noun

    And the next truth you shall hear is that bedtime has come.

    و حقیقت بعدی که شماها باید بشنوید اینه که وقت خواب رسیده.

  • وقت رفتن به بستر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bedtime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bedtime"

عباراتی شبیه به "bedtime" با ترجمه به فارسی

  • (هنگام خواب کردن کودکان) داستان کنار بستر · قصه
اضافه کردن

ترجمه های "bedtime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه