ترجمه "bedstead" به فارسی

تختخواب, (بخش چوبی یا فلزی) تختخواب, چارچوبه و پایه های تخت (بدون تشک و غیره) بهترین ترجمه های "bedstead" به فارسی هستند.

bedstead noun دستور زبان

The framework that supports a bed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تختخواب

    noun

    There was a bedstead against the wall on each side, right and left, covered with knitted quilts.

    دو تختخواب هم با لحافهای پشمین جلب توجه میکرد

  • (بخش چوبی یا فلزی) تختخواب

  • چارچوبه و پایه های تخت (بدون تشک و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bedstead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bedstead" با ترجمه به فارسی

  • تخت عروس، تخت عروسی، تخت زفاف، سریر زفاف.
اضافه کردن

ترجمه های "bedstead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه