ترجمه "bedsore" به فارسی
زخم بستر, (زخمی که در اثر خوابیدن متمادی بر بدن و به ویژه پشت بیمار پیدا می شود) بستر زخم بهترین ترجمه های "bedsore" به فارسی هستند.
bedsore
noun
دستور زبان
(usually in plural) A lesion caused by unrelieved pressure to any part of the body, especially portions over bony or cartilaginous areas, such as frequently develops on a person confined to a bed by infirmity. [..]
-
زخم بستر
Recovering from the surgery in the hospital, I get bedsores.
زمانیکه داشتم توی بیمارستان بهبود پیدا میکردم مریضی زخم بستر گرفتم.
-
(زخمی که در اثر خوابیدن متمادی بر بدن و به ویژه پشت بیمار پیدا می شود) بستر زخم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedsore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن