ترجمه "bedspread" به فارسی

روتختی, روبستری, مقرمه بهترین ترجمه های "bedspread" به فارسی هستند.

bedspread noun دستور زبان

The topmost covering of a bed, often functioning as a blanket. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روتختی

    noun

    with more scientific resources than a miserable bedspread.

    آن هم با منابع علمی کافیتر از یک روتختی کم ارزش.

  • روبستری

  • مقرمه

  • ترجمه های کمتر

    • بستر آهنگ
    • روپوش تختخواب
    • چادرشب روی رختخواب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bedspread " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bedspread" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه