ترجمه "bedside" به فارسی
بالین, (دکترها و پرستارها) رفتار نسبت به بیماران, نزدیک تخت بهترین ترجمه های "bedside" به فارسی هستند.
bedside
noun
دستور زبان
To the side of one's bed [..]
-
بالین
nounAnd he sat by her bedside and read the play, going back to the beginning again.
بر بالین مادر نشست، و از آغاز نمایشنامه به خواندن پرداخت.
-
(دکترها و پرستارها) رفتار نسبت به بیماران
-
نزدیک تخت
-
ترجمه های کمتر
- کنار بستر
- کنار بستر یا تخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedside " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bedside" با ترجمه به فارسی
-
میز پاتختی · کمد کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن