ترجمه "bedroom" به فارسی
اطاق خواب, خوابگاه, اتاق خواب بهترین ترجمه های "bedroom" به فارسی هستند.
bedroom
noun
دستور زبان
a room in a house where a bed is kept for sleeping [..]
-
اطاق خواب
nounroom in a house where a bed is kept for sleeping [..]
They had but the studio, a bedroom, and a tiny kitchen.
تنها یک استودیو. یک مطبخ کوچک و یک اطاق خواب داشتند.
-
خوابگاه
nounI shut the doors. I went back into the bedroom once again.
در را بستم و دوباره به خوابگاه مراجعت کردم.
-
اتاق خواب
nounprivate room where people usually sleep for the night or relax during the day
The following day he was found dead in the bedroom.
روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند.
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به جماع و امور جنسی
- وابسته به محله هایی که مردم آن روزها در شهر کار می کنند (bedroom suburbs و bedroom communities هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedroom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bedroom"
عباراتی شبیه به "bedroom" با ترجمه به فارسی
-
اتاق خواب کوچک (که در ته دالان قرار دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن