ترجمه "Bias" به فارسی

تعصب, سوگیری، تعصب, مورب بهترین ترجمه های "Bias" به فارسی هستند.

Bias proper

One of the Seven Sages of Greece from Priene living in the 6th century BC. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعصب

    On the political question, I referred simply to intellectual bias.

    در مورد مسئله سیاسی، فقط منظورم تعصب روشنفکرانه بود.

  • سوگیری، تعصب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bias " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bias adjective verb adverb noun دستور زبان

In the game of crown green bowls: a weight added to one side of a bowl so that as it rolls, it will follow a curved rather than a straight path; the oblique line followed by such a bowl; the lopsided shape or structure of such a bowl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورب

  • تعصب

    noun

    On the political question, I referred simply to intellectual bias.

    در مورد مسئله سیاسی، فقط منظورم تعصب روشنفکرانه بود.

  • تبعیض

    noun

    status quo bias, base rate bias. They're all well documented.

    ترجیح موقعیت، تبعیض در نرخ پایه. همه ی اینها به خوبی مستند هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • تمایل
    • سوگیری
    • تورش
    • گرایش
    • انحراف
    • غرض
    • اریبی
    • بایاس
    • سوداری
    • غرضمندی
    • کژگرایی
    • کژی
    • خمش
    • (آمار) خطا
    • (خط یا سجاف یا نواره ی) اریب
    • (رادیو) نیروی محرک ورودی
    • (مهجور) کج
    • تصدیق بلاتصور
    • تعصب، تمایل، تورش، طرفداری، جانبداری
    • خسارت وضرر
    • دارای انحراف کردن
    • دارای گرایش کردن
    • درز اریبی
    • غرض ورزی
    • مغرض بودن
    • پیش داوری
    • پیش قدر
    • کژگرای کردن
    • یک وری

عباراتی شبیه به "Bias" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bias" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه