ترجمه "biased" به فارسی
جانبدارانه, جانب داری, متعصب بهترین ترجمه های "biased" به فارسی هستند.
biased
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of bias. [..]
-
جانبدارانه
adjectiveexhibiting bias; prejudiced
Look, such a system may even be less biased
نگاه کنید، یک سیستم ممکن است حتی کمتر جانبدارانه باشد
-
جانب داری
-
متعصب
We made people more biased in the way that they process information.
ما افراد رو در طریقی که اطلاعات رو پردازش می کنن متعصب تر کردیم .
-
متمایل بیکسو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biased " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biased" با ترجمه به فارسی
-
تخمین غیر واقع
-
جهت گیرها
-
جهت گیری های درست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن